درخشش تیره – نگاهی به موسیقی ابراهیم منصفی

هارمونی ساده، نت هایی کثیف، صدایی نپخته، فالش و در عین حال گیرا و با احساس..

شاید این کلمات بهترین توصیف از موسیقی ابراهیم منصفی باشد. خصوصیاتی از موسیقی وی و تناقضی که چالشی برای نوشتن نقد به موسیقی منصفی است. چرا که اگر به عنوان یک منتقد و به عنوان تحلیل آثار، موسیقی او را به عناصر پایگی آن تجزیه کنیم و رابطه آنها را مورد بررسی قرار بدهیم نمیتوان تصویر ارائه شده با این دید را خوشبینانه پنداشت:

رامی

1-هارمونی: هارمونی ها معمولا بسیار ساده و بدون تلاش به تاثیر گذاری به روی ملودی  هیچ چالشی را پیش روی قوه شنیداری مخاطب قرار نمیدهد.

2-ریتم: معمولا ریتمها و ضربان ها دوار، ساده و تکرار شونده هستند و کاملا همراه و مطیع ملودی حرکت میکنند.

3-ملودی: که مهمترین بخش آثار منصفی است که هارمونی و ریتم را تحت الشعاع قرار میدهد خود بسیار ساده و بدون اعمال خلاقیت ساخته شده اند.

4-اجرای آثار: به دور از استانداردهای حتی ایران، صداها نپخته و…….

هنوز میتوان با دقت بیشتر و جزئیات بیشتر به اشکالات و نقصان های آثار منصفی پرداخت. اما با توجه به زیبایی قطعه و تاثیر مثبت آن به روی شنونده مشخص است که این شیوه از تحلیل، برای آثار منصفی به بیراهه رفتن است.

سوال مشخص شد.

چه  راهی مناسب نقد آثار منصفی است؟ در شیوه تجزیه و تحلیل مختصر بالا به عنوان موسیقیدان، با نزدیک تر و دقیق تر شدن به روی موسیقی منصفی آثار او را به عناصر سازنده موسیقی او تفکیک کردیم. اما در تضاد با این رویکرد  به نظر می رسد که شیوه بهتر نقد آثار وی  دور شدن از موسیقی منصفی باشد. آثار آو را باید به عنوان یک رسانه چند وجهی مورد بررسی قرار داد، که شامل موسیقی، اشعار و حتی جایگاه اجتماعی هنرمند می شود. کلیتی که ورای عناصر سازنده یک موسیقی است.

منصفی نماد انسانی است که از جامعه و پیچیدگیهای آن به دور افتاده. و  به دنبال اختراع نوع جدیدی از زبان برای بیان خود است. همان چالشی که انسانهای بدوی به دنبال آن بودند. از این رو با این که  موسیقی منصفی هرچند که در رابطه با پیچیده ترین روابط بشریست و از سویی بسیار  پیشرفته تر  و بازتر از فکر  و صدای کلی جامعه زمان خود میخواند و حتی افکار و اصواتی را از موسیقی روز غرب به کار گرفته است اما از سوی دیگر این نوا بسیار بدوی است. بدون داشتن وابستگی های بسیار به موسیقی پیشرفته دنیا.

منصفی نماد انسانیست که نه درگیر ناسیونالیسم است و نه ذوب شده در فرهنگ غرب، در واقعه آثار او راه جدیدیست، راهی که با حساسیت فراوان فرهنگ خود را میسراید. و  برخلاف جامعه پیرامون خود به دنبال مفهوم و جایگاهی در جهان به وسیله ساز خود نمیگردد. بلکه موسیقی تنها وسیله ایست برای تلاش به رسیدن به هدفی، خواندن خود.  اویی که مانند خیلی دیگر نه دنبال بودن به عنوان یک اروپایی با پیش زمینه فرهنگی خاص اوست، و نه  بودن به عنوان یک ایرانی – بندری-  که بی تاثیر از دیگر نقاط جهان است. خودی که در هیچ کدام از این دو جمع نمیشود.  خط بطلانی به  ورطه جهانی شدن، به معنا شدن در چهار چوب های گروه‌ها. نماد یک زندگی ایرانی، اتصال به بومی ترین فرهنگها و محاط شدن در یک فرهنگ غربی و از سویی نپذیرفتن کامل و صد در صدی هرکدام از این دو.

 تنها قسمت غیر غربی آثار ابراهیم منصفی را نمیتوان اشعار موسیقی با گویش بندری پنداشت. در واقع کیفیت اجرا، نحوه استفاده از مصالح موسیقی، کیفیت ضبط ها و غیره، با استانداردها و روندی که موسیقی غرب پیش پای ما میگذارد همراهی ندارد و در چهارچوب آنها نمیگنجد. و اتفاقا با این دید تمامی مواردی که در ابتدا به عنوان نکات ضعف این آثار نام بردیم، به عنوان نکته زیبایی شناختی این اثر دوباره احیا میشوند. در اینجا و در ادامه بحث سوالی را میتوان مطرح کرد که قبلا جواب آن گفته شده است. چرا اجراهای آثار منصفی توسط سهیل نفیسی، با داشتن کیفیت بالاتر، هارمونی پیشرفته تر، صداهای پخته تر به هیج وجه نمیتواند به گیرایی خود آثار منصفی برسد؟ دلیل همان است که قبلا به تفصیل گفته شد، در اجرای نفیسی، روح و شخصیت متفاوت منصفی در قدرت استانداردهای -تمامیت خواه- جهانی سازی برای نشر موسیقی حل شد. و همین پررنگ ترین دلیل را برای شنیدن آثار او از بین میبرد.

تفاوت دیگر او در این است که موسیقی منصفی چالشی را پیش روی مخاطب میگذارد که بخصوص در این سبک بسیار اتفاق نادری است.  سادگی موسیقی منصفی در واقع تلاشی برای نابود کردن موسیقی برای رساندن حس و تاثیر موسیقی به مخاطب است. موسیقی که وجود ندارد، مانند موسیقی بدوی ها. چگونه این کار را انجام میدهد؟ چگونه میتواند موسیقی را به خالص ترین و پایه‌ای ترین مفهوم خود متصل کند؟  نمونه های هارمونیهای تکراری و تک رنگ در آثار پاپ موسیقی ایران کم نیستند و تمام تلاش بسیاری از این آهنگسازان ایرانی در این است که تا حد ممکن فضای خالی بی تحرکی هارمونی را با شلوغ کردن ملودی، بداهه پردازیهای کلیشه ای، ریتم های شلوغ پر بکنند، در حالی که منصفی راه دیگری را انتخاب میکند، او همین هارمونی ساده را به عنوان دومین لایه با اهمیت بی هیچ پنهان کاریی، عریان عرضه میکند. و شما را در تجربه “چیزی” قرار میدهد. گوش دادن به موسیقی و درک چیزی که موسیقی نیست، حتی شاید بتوان گفت که گویش بندری همین کار را در رابطه با شعر برای مخاطبانی میکند که به این گویش آشنایی و یا تسلط ندارند.

نابود کردن موسیقی برای آشکار کردن مفهوم بنیادین آن به نوعی در زندگی منصفی به مانند موسیقی آن موجود است این درست  به مانند نابود کردن ظواهر و کلیشه های تمدن برای کشف معانی والاتر است که شاید یکی از مثالهای خوب آن خود منصفی باشد.

در آخر به شما پیشنهاد میکنم که به سایت آبراهیم منصفی به آدرس www.rami.ir حتما سری بزنید و با استفاده از این سایت خود را از تجربه موسیقی منصفی محروم نکنید.

Share on Facebook
This entry was posted in پیشنهادها. Bookmark the permalink.

5 Responses to درخشش تیره – نگاهی به موسیقی ابراهیم منصفی

  1. shoeib says:

    سلام تشکر میکنم از دوستان خوب و علاقه مند به موزیک
    شاد باشید

  2. Adham Shaghoie says:

    doste nazdik va hamsayeh Ebramam…. az khandane Nafisi badam mi ayad chera ke Ebram dar o nist….. naghdetan ra Ebram agar bood dost midasht … vali be khod zahmati nadadeid….. Ebram arzeshe anra dasht ke hala ke naghd mi konid la aghal kami bishtar zahmat mi kashidid va masale ra bish az in az zavayaye mokhtalef barrasi mi kardid….. chera no avariye o ra ba anche dar zamanash bood che dar Bandar va che dar Iran ba mesalhaye moshakhas bayan namikonid…. ya inke… ari khodetan behtar midanid….. dar har hal in jozve behtarin ha bood ke raje be Ebram neveshte and vli afsos…. kami bekhod zahmat bedahi….. shom khob mibinid…… Ebram in neveshte ra dost midash cher ra ke khod gofte: vakhti mordom sar ghbrom benevisi KEAROM na SHOARIkeraom…. movafagh bashid

    • مرسی از نگاه موشکافانه و نقادانه شما. هدف من از نوشتن این مطلب نشان دادن نقش درخشش تیره در آثار ابراهیم منصفی و جواب دادن به این سوال بود که چرا موسیقی رامی با وجود نقصان های زیادی که در استاندارد دارد برای من زیباست. پر واضح است که ابعاد هنری و شخصیت ابراهیم منصفی میتواند از بسیاری زوایای دیگر مورد بررسی و نقد قرار بگیرد.

  3. بهار says:

    از اين نوشته لذت بسيار بردم. ممنون از نقد خوبتون

  4. Good article! Keep it up!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Protected by WP Anti Spam